سخنرانی در مونیخ – April 12, 1922

photo_2018-02-02_13-51-29

آدولف هیتلر – سخنرانی در مونیخ

صفحه ۱۱

April  12, 1922

بعد از جنگ تولید دوباره آغاز شده بود و تصور می شد که زمان های بهتری برسد، فردریک بزرگ بعد از هفت سال جنگ، به دلیل تلاش های فوق العاده انسان، پروس را بدون بدهی ترک کرد؛

در پایان جنگ جهانی آلمان با بدهی خود حدود 7 یا 8 میلیارد علامت تجاری مواجه شد و در مقابل بدهی های “بقیه جهان” – به اصطلاح “بازپرداخت” مواجه شد.

به این ترتیب محصول کار آلمان به ملت تعلق نداشت، اما به طلبکاران خارجی او تعلق داشت: ” آن بی وقفه، در قطار در مناطق فراتر از مرزهای ما انجام شد. “هر کارگر مجبور بود از یک کارگر دیگر حمایت کند، محصولی که کارش توسط خارجی ها هدایت می شد.

مردم آلمان پس از بیست و پنج یا سی سال به علت این واقعیت که هرگز قادر نخواهند بود که تمام آن چیزی که از آن ها درخواست شده است پرداخت شود، مبلغ بسیار غولآسایی خواهد بود که هنوز عملا مجبور به تولید بیش از آنچه که اکنون تولید می کند است .

پایان چیست؟

و پاسخ به این سؤال این است: “متعهد به سرزمین ما، بردگی نیروی کار ما.”

بنابراین، در حوزه اقتصادی، نوامبر 1918، حقیقتا دستاوردی نبود، اما این آغاز فروپاشی ما بود.

و در حوزه سیاسی ما اولا قدرت های نظامی ما را از دست دادیم و با این حقیقت ما حاکمیت واقعی دولت را از دست دادیم. و سپس استقلال مالی خود را؛ زیرا همیشه کمیسیون بازپرداخت باقی مانده بود، به طوری که “عملا ما دیگر از یک رایش آلمان مستقل سیاسی نیستیم، ما در حال حاضر مستعمره جهان خارج هستیم.

ما به این امر کمک کرده ایم، زیرا تا حد ممکن ما خود را به لحاظ اخلاقی تحقیر می کنیم، ما با افتخار خودمان را نابود کردیم و کمک کردیم تا به فاسد شدن، نابود کردن، و انکار هر چیزی که قبلا به عنوان مقدس نگه داشته ایم.

اگر اعتراض شود که انقلاب برای ما موفقیت در زندگی اجتماعی به دست آورده است: آنها باید فوق العاده رازدار باشند، این دستاورد های اجتماعی – چنان رازی است که هرگز آنها را در زندگی عملی نمی بینند – آنها باید مثل یک مایع از طریق فضای آلمانی ما جاری شوند.

کسی ممکن است بگوید “خوب، روز هشت ساعته وجود دارد!”

و فروپاشی لازم بود، برای به دست آوردن آن .

و آیا روز هشت ساعته، از طریق تبدیل شدن به نظام حاکم و محکوم کردن دیگران، هر روز بیشتر از هر زمان دیگر، امن تر خواهد شد؟

یکی از این روزها فرانسه می گوید: شما نمی توانید تعهدات خود را برآورده کنید، باید بیشتر کار کنید.

بنابراین این دستاورد انقلاب در ابتدا مورد بحث انقلاب قرار گرفته است.

سپس کسی گفت: “از زمان انقلاب مردم حقوق خود را به دست آورده اند.

مردم حکومت می کنند!

عجیب!

اکنون مردم سه سال حکومت کرده اند و هیچ کس در عمل از مردم نظری نخواسته است !

معاهداتی امضا شد که ما را قرن ها نگه می دارد ( منظور پیشوا معاهدات ظالمانه پس از جنگ جهانی اول است ): و چه کسی معاهدات امضا کرده است؟

مردم؟

نه!

دولت هایی که یک روز خوب را به عنوان دولت ها معرفی کردند.

و در انتخاب آنها مردم هیچ کاری نکردند تا سوال را در نظر بگیرند: آنها در حال حاضر هستند، یا من آنها را انتخاب می کنم یا نه.

اگر آنها را انتخاب کنیم، آنها از طریق انتخابات ما هستند.

اما از آنجاییکه ما یک مردم خودمختار هستیم، باید مردم را انتخاب کنیم تا آنها بتوانند به ما حکومت کنند.

سپس گفت: “آزادی از طریق انقلاب بدست آمده است.”

یکی دیگر از آن چیزهایی که نمیتوانید به راحتی ببینید!

مطمئنا درست است که کسی می تواند در خیابان راه برود، فرد می تواند به کارگاهش برود و او می تواند دوباره برود: اینجا و آنجا می تواند به یک جلسه برود.

در یک کلمه، فرد دارای آزادی است.

اما به طور کلی، اگر او عاقل است، او دهان خود را بسته است.

زیرا اگر در زمان گذشته مراقبت فوق العاده ای گرفته شود، هیچ کس نباید چیزی را که می تواند به عنوان شکوه عظمت تلقی شود، نادیده بگیرد، در حال حاضر یک مرد باید بیشتر مراقب باشد تا که چیزی نگوید که باعث کم شدن عظمت یک نماینده پارلمان باشد .

ترجمه از متین

You may also like...

0 thoughts on “سخنرانی در مونیخ – April 12, 1922”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *